دلخوش به حب حیدرم این دلخوشی کم نیست جایی که حیدر هست جای خوردن غم نیست باید به شوق وعدهی دیدار جان را داد در مرگ ما عیشی است که در کل عالم نیست مِهر علی را با خودم در خاک خواهم برد سرمایهای دارم که از دینار و درهم نیست شاهان دنیا پشت هم رفتند زیر خاک رفتند زیر خاک دنیا جای ما هم نیست چیزی برای ما نمیماند بجز حیدر این عشق از کی در دل ما بود یادم نیست من خاک پای حیدرم با خاک مأنوسم جز بوتراب آخر کسی با خاک همدم نیست آندم که میمیرم میبینم حیدر را این وعدهی حق است واضح گفته مبهم نیست خود را به زیر مقدم شاه نجف انداخت والله هرکس خاک پایش نیست آدم نیست