نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

در کوچههای کوفه به فکر راه چاره از ابر چشم زارم بارون خون میباره شرمندهام از تو حسین گفتم بیا به اینجا این کوفیِ پیمانشکن بیعت شکونده آقا منتظر تو هستن گرگهای کوفه مولا دیدم به دیدهام من، نیزهی تیغ اعدا کوفه میا حسین جان حسین جان حسین... گریون و دل پریشون میگه با سوز و ناله من شنیدم آورده همراه خود سه ساله با چشم خود دیدم حسین تیر سه شعبهای را تو این روزا واویلتا بازار نیزه غوغا نقشهی کشتنت رو تو مستی میکشیدن از حالا من بمیرم سر تو رو خریدن کوفه میا حسین جان حسین جان حسین... روی جبین من خورد سنگ جفا زِ بامی پیشانیام شکسته تا خون به تو سلامی آقا سلام کوفه میا حرفم فقط همینه دخترتو تو رو خدا برگردونش مدینه به دختر سوغاتی قول داده که میاره گفته براش شنیدن میاره گوشواره میگن میخوان که تشنه تو رو تو خون ببینن من شنیدم میترسم رو سینهات بشینن سر جدا زِ پیکره بیچاره مادرِ تو اولشه بعد غمت آواره خواهر تو سر تو روی نیزه، گریهکنان ربابه راهی سرت به بزم نامحرم و شبابه کوفه میا حسین جان حسین جان حسین... قسمت نشد که یک بار ضریحتو ببینم بیام پایینِ پای شش گوشهات بشینم دل میبَره از من آقا عشق حریم دلبر آخر میام تا کربلا سینهزنان و مضطر آرزومه تو صحنت برای تو بخونم تا جون دارم تا زندهام تو حَرمت بمونم حسین عزیزِ زهرا، یا زهرا یا زهرا...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد