تصویر سید امیر حسینی - خیالش باز شعری بر لبم بی‌اختیار آورد

خیالش باز شعری بر لبم بی‌اختیار آورد

[ سید امیر حسینی ]
خیالش باز شعری بر لبم بی‌اختیار آورد
که اوصاف علی طبع مرا این‌گونه بار آورد

کلافِ شعر دارم سال‌ها کارم غزل‌بافیست 
در این بازار آشفته علی تحسین کند کافیست 

نوشته‌ام شاعرش هستم عجب وهم و خیالاتی
نوشتم بی‌ علی هیچ‌اَم چه توضیح اضافاتی 

نوشتم شمس دیدم گنبدش زیباتر از آن است 
نوشتم کعبه وا دیدم نجف بالاتر از آن است
 
به قرآن سر زدم دیدم علی گویاتر از آن است 
نوشتم عرش دیدم مرتضی اعلی‌تر از آن است 

شبیه جبرئیل از درک این اوصاف درمانده‌ام 
صد و ده بار امشب قل هو اللهُ احد خوانده‌ام

من از شوقش زمین خوردم ولی مولا بلندم کرد
همیشه یا علی گفتم علی از جا بلندم کرد 

سر و سِرّ مرا با او کسی جز او نمی‌داند
علی نادیده می‌بیند علی ننوشته می‌خواند 

چه بهتر از همین اول بگویم حرف آخر را 
کسی از ابتدا تا انتها نشناخت حیدر را 

کسی نشناخت حیدر را به غیر از مصطفی وقتی  
گره زد دست خود را سخت در دست خدا وقتی 

به چشم حاجیان شور تماشا می‌رسید آن روز 
کنار برکه‌ای دریا به دریا می‌رسید آن روز

نگاه نافذ احمد زمین را در تصرّف داشت 
زمان هم از نبی انگار دستور توقف داشت 

نفس‌ها حبس شد در سینه‌ها خوف و رجا افتاد
بدون همهمه زنگ شترها از صدا افتاد 

زمین گرم صحرا از پریشانی سراسر بود 
همه با خویش می‌گفتند آیا حج آخر بود؟

نبی فرمود بسم‌الله ای عرض و سماء بشنو 
گواهی باش تاریخ پیغام مرا بشنو

دوباره صحبت از اسرار خلقت می‌کنم آری
ولی این مرتبه اتمام حجّت می‌کنم آری

تفاوت در میان حق و باطل چیست معلوم است
بدون این خبر اسلام کامل نیست معلوم است 

نمانَد زحمت پیغمبران بیهوده ای مردم  
نه این‌که حرف من باشد خدا فرموده ای مردم
 
نبی هم دوش مولا آسمان‌ها را هوایی کرد 
خدا از شاهکار آفرینش رونمایی کرد 

نبی فریاد زد بر عالم و آدم مسلّم شد 
علی ابن ابی‌طالب ولی‌الله اعظم شد 

برای خاتم پیغمبران جز او نگینی نیست 
شهادت می‌دهم جز او امیر‌المومنینی نیست
 
شکاف کعبه آیا مانْد در نزد شما مغفول؟
طواف مرتضی کردید آری حجّکُم مقبول

الهی گُر نگیرد آتشِ خاموش بعضی‌ها 
الهی که بسوزد پنبه‌ی در گوش بعضی‌ها

 پیمبر گفت: آری انتظار آمد به سر دیگر 
از این دنیای فانی بسته‌ام بار سفر دیگر

وصیت می‌کنم هر کس که من مولای او هستم 
بداند این علی هارون و من موسیِ او هستم
 
که عقبی بی علی فانی و دنیا با علی باقی 
غدیر خم به جوش آمد اَلا یا ایّها الساقی

امام المتقین، عین الیقین
حبل المتین، حیدر عماد العاصفین 

شمس المبین، یعسوب دین 
حیدر علی غائب علی حاضر 
هو الاول، هو الآخر 

علی پنهان، علی پیدا 
هو الباطل، هو الظاهر 

اشّداء علی الکفار، قتّال العرب یعنی
جهان از شوکتش فریاد زد یا للعجب

خدا وقت تماشایش دل بی‌طاقتی دارد
خوشا قنبر برای خود چه اعلی حضرتی دارد! 

رقصد از وجد و طرب خورشید هنگام کسوف
زان رو که خواهد خویش را همرنگ قنبر داشتن

پناه آه مظلومان کجا فکر خلافت داشت؟
علی بی‌تاج و مسند نیز بر دل‌ها حکومت داشت

برایش فتح خیبر مثل تفریح در اوقات است
دل مسکین به دست آوردنش فتح الفتوحات است 

میان جنگ هم شمشیر او چون تیغ جراحی‌ست
اگر خون ریخت درمان کرد اعجازش یداللهی‌ست
 
ریاضت دیده‌ام از خاک با جادوگری زر ساخت 
هنر او داشت که از خاک پای خود ابوذر ساخت

عوالم را ببین آتش علی دریا علی گفته 
که حتی دشمنش در وصف لولا علی گفته 
****
این دل ما تنگه اگه براتون
مِیدونیه واسه برو بیاتون 

دستای مهربون کی شبارو 
گره زده به زلف ماجراتون 

شبا که خورشیدم دلش می‌گیره
می‌خزه آهسته زیر عباتون

ما که از اول نبودیم غریبه
با غم و غصّه‌های آشناتون

به چاه سینه‌های ما می‌ریزه
هق‌هق گریه‌های بی‌صداتون

دستای خالیمونو هِی گرفتیم
مثل پیاله زیر هَل اَتی‌تون 

سر میره از ظرف‌های کوچیک ما
محبّت شما و بچه‌هاتون

امام پیشونی سفیدا شدن
چقدر میاد به چشمای سیاتون

تخت خلافت شما رو عرشه
کی می‌تونه بیاد بشینه جاتون
 
حکومت آخرتو گرفتید
دنیا بمونه واسه دشمناتون 

هر چی دویدیم نرسیدیم آقا 
به انتها که نه به ابتداتون

چشم ما چپ نیست که دو تا ببینیم
خدا شمایی و شما خداتون

انگاری که باید پریشون بشه
هر کی نفس می‌کشه تو هواتون 

کعبه رو دیدم که یقه دریده 
هو می‌کِشید تو ایوون طلاتون

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح امیرالمؤمنین (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امیرالمؤمنین (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب ترین‌های سید امیر حسینی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد