نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دلم گرفته از این روزگار زجرآور جهان که لطف ندارد بگو نجف چه خبر؟ همه اجارهنشینِ شهَنشه نجفیم زمین عمارت شخصیِ اوست سرتاسر مسیح میشوم و مُرده زنده خواهم کرد به دست من برسد خاک پایی از قنبر هوارِ میثم تمّار روی دار این بود ضرر نکرده کسی که در عشق کرده ضرر هراسِ مرگ بدل شد به اشتیاق وصال "فَمَن یَمُت یَرَنی" تا شنیدم از مادر به خاکِ تیره نخواهد نشست میّتِ ما درون قبر بریزند تربت حیدر چه عافیت چه بلا، راضیام به تقدیرم به دستِ دستِ خدا هست تا قضا و قدر مَبین که پیرهن وصلهدار میپوشد تراب با نظر بوتراب گردد زر به جز علی چه کسی قادر است وقت نبَرد سلاح خویش ببخشد به دشمنِ کافر؟ امیر بودن و همسفرهی فقیر شدن از عهدهی احدی غیر از او نیامده بر نوشتم آنچه که خوبیست را به پای علی نوشتم آنچه بدی هست، پای آن سه نفر یکی زِ جنگ فراری یکی بلاگردان بگو کدام شود جانشینِ پیغمبر؟ اگر ملاک جگر هست، ماجرایِ مَبیت اگر که قدرت بازوست، قلعهی خیبر کَنَندهی درِ خیبر اگر چه بوده ولی شکسته است غرورش در آستانهی در گر زبانزد هست گرمای بیابان نجف میدمد خورشید از چاک گریبان نجف سفرهی مولاست گر پهن است هر جا سفرهای عرش هم باشیم اگر هستیم مهمانِ نجف دور تا دور حرم زوزه کشیدن کار ماست میشود نوح نبی وقتی نگهبانِ نجف آرزوی دیدن جنّت نکردم هیچ وقت من خوشم با دیدن ریگ بیابان نجف نیست مدیونِ کسی الّا علی و فاطمه هر کسی که رفت زیر دِین ایوان نجف به قنوت ما نمیآید عقیقِ هیچ جا میخرم انگشتر از مُلک سلیمان نجف ما سر و جانی بدهکار بتول و حیدریم سر به قربان مدینه، جان به قربان نجف علی یا علی، علی یا علی...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد