نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

اینجا آغازِ کلام است فقط با حیدر پس شروع میشود این شعر مدد یا حیدر کعبه از نام علی بود شرف پیدا کرد خلقت از خلقت بابام هدف پیدا کرد دل من خار و خسی بود به گرداب افتاد باز اسم نجف آمد دهنم آب افتاد جز خدا هر که دَم از قالب مطلق بزند نابهجا نیست اگر بانگ هُوَ الحق بزند لا فَتی موی علی غیر خدا نیست که نیست آنکه احمد شده یک عمر ثناخوایش کیست؟ مدح مولاست که از عمق جگر میگوید ها علیٌ بَشَرٌ کَیفَ بَشَر میگوید تن علی، روح علی، صاحب این خانه علی مِی علی، باده علی، نعرهی مستانه علی مرد میدان نبَرد و یل جانانه علی بنویسید به روی دل دیوانه علی هر چه دیدیم علی، هر چه شنیدیم، علی تازه ما اولِ وصف تو رسیدیم، علی کسی از روز شروعش خبری دارد؟ نه غاصب حقِّ خلافت پدری دارد؟ نه باز هم پای به منبر برساند شاید خطبهی بی الف و نقطه بخواند شاید از علی کیست که تفسیر کند عینش را؟ بشناسیم مگر وصلهی نعلِینش را بندهی او شدهام پای به هر سو بکِشم نذر کردم که پس از نام علی هو بکِشم رُکن خلقت به پَر شال علی محکم شد آدم از صُلب علی بود اگر آدم شد حرف مولا بشود هر چه که شد میگویم دل به دریا زدم از روز اُحُد میگویم تا به اَبرو گره انداخت گرهها وا شد قامت کوه اُحُد زیر قدومش تا شد مدّعیها همه رفتند ولی مانْد علی همه رفتند علی مانْد، علی مانْد علی دفتر تیغِ علی فعلِ نمیکُشت نداشت مردِ کرّار زره داشت، زره پشت نداشت نیست در معرکه اما اثرِ بعضیها ریخت از ترس علی کُرک و پَر بعضیها تیغش از سرعت بازوش ندارد سایه زودتر از همه رفتند دوتا بیمایه لشکری در هیجان آمده جانم حیدر مَلَکُالموت به جان آمده جانم حیدر مثل شیری که پیِ صید شکاران میرفت از چپ و راست علی بود که میدان میرفت تیغ در دست علی داشت عجب بازیها سکّه شد بعد اُحُد کار سپرسازیها زخم در زخم، علی یکتنه غوغا میکرد گره کور اگر بود علی وا میکرد مردِ مولاس که جان را به خطر میآورْد پدر از فتنه علی بود که درمیآورْد هر چه مولا به لب آورْد امان خواهد شد نفس باد صبا مُشکفشان خواهد شد چون که پایان کلام است فقط با حیدر آخرین مصرع شعر است مدد یا حیدر
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد