
توی گهواره وقتی که میخنده حسن میخنده علی به خدا کوه نمکه لبخند لبت، فرزند علی کریم آل فاطمه عشق من حسن دلبند علی خوش قد و بالا، خَلقا و خُلقا و منطقا خود مولا اون که تو جنگ جمل خدا بهش میگفت حسن ایول الله چشمای نافذ، از خصوصیاتشه این صفت بارز دوباره وصفشُ گفتم و یادم افتاد شعری از حافظ «شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان» (بِنَبیٍّ عَرَبیٍ و رَسولٍ مَدَنی حسنی ام حسنی ام حسنی ام حسنی)۲ تا حسن شال سبزشُ دور گردنش میندازه علی میره تو قلب معرکه سردار جمل، سرباز علی به وقار و شجاعتش مینازه خدا، مینازه علی پرچمش بالاست، توی شمشیر زنیه معلم عباس حتی یوسف کم آورده جلو زیباییش، به خدا غوغاست همیشه غالب، نوجوونی علی بن ابی طالب اسمشُ بردم و باز به زبونم اومد شعری از صائب «عاشق سلسلهی زلف گره گیرم من روزگاریست که دیوانهی زنجیرم من» (بِنَبیٍ عَربیٍ و رَسولٍ مَدَنی حسنی ام حسنی ام حسنی ام حسنی)۲ پسرامون فدا سر اولاد حسن اولاد حسین اگه از قاسم بخونم هم شاده حسن هم شاده حسین مددی قاسم، پسر رعنای حسن، داماد حسین چه هنرمنده، آخه با یه ضربه گور ازرقُ کنده هاشم بن الحسنه که سرنوشت جنگ به نگاش بنده خدا میدونه از عمو دل میبره وقتی تو میدونه به یادش دوباره شعر شهریار امشب رو لبامونه «کار گل زار شود گر تو به گلزار آیی نرخ یوسف شکند چون تو به بازار آیی» (بِنَبیٍ عَرَبیٍ و رَسولٍ مَدَنی حسنی ام حسنی ام حسنی ام حسنی)۲