ای شرفِ بر عالم، زینت دوش خاتم
مهدی اکبریپسندیدن19
بازدید10.2K
ای شرفِ بر عالم، زینت دوش خاتم غلام درگاهتن، هزار هزاران حاتم امیر بیهمتایی، تویی کرم یکتایی دست خدا هستی و، روزی دِه دنیایی تویی همان که مَلک، إنس و جان گدای تواَند فدائیان همه یک دَم، مست نوای تواَند دلیل زندگیِ شیعه تا به حال این است که منتظر ایوان و صحن و سرای تواَند ذکر مستان حسن، امام و سلطان حسن کلّ ایمان حسن، رحیم و رحمان حسن روح و ریحان حسن، طاهر و سبحان حسن اصلِ درمان حسن، جان سنَه قربان حسن تو فاتح مِیدانی، یکّه یلِ گُردانی به شرزه شیرِ علی، و معرکهگردانی تو حسنِ کرّاری، نترس و لا فرّاری قاتل خنّاسی و پهلوون و قهّاری تویی همان که شدی وارث ولای علی به هر اموری نداری مثالِ خود بدلی دلاوریِ تو در معرکه زبانزد شد زمینزنِ زنِ اشترسوارِ در جملی مرد بیباک حسن، قوی و چالاک حسن ماهِ افلاک حسن، دلیل و کولاک حسن اوج قدرت حسن، علوی غیرت حسن با اصالت حسن، و با عدالت حسن ای دلبر و دلدارم، جونمو پات میذارم میزنه قلبم برات، خیلی تو رو دوست دارم ای خوشیِ اقبالم، محوّلُ الاحوالم با یه نگاهت بگیر، تو زیر پَر و بالم کبوتری شدهام عمری در هوای شما که میزند ضربان دلم برای شما یقین گشته برایم یه روز میبینم رواق و گنبد و ایوان، صحن و سرای شما هیجانم حسن، آرامِ جانم حسن شریانم حسن، خطّ امانم حسن سر و سَرور حسن، حامی و رهبر حسن شیعهپرور حسن، شافع محشر حسن