
ای شرفِ بر عالم، زینت دوش خاتم غلام درگاهتن، هزار هزاران حاتم امیر بیهمتایی، تویی کرم یکتایی دست خدا هستی و، روزی دِه دنیایی تویی همان که مَلک، إنس و جان گدای تواَند فدائیان همه یک دَم، مست نوای تواَند دلیل زندگیِ شیعه تا به حال این است که منتظر ایوان و صحن و سرای تواَند ذکر مستان حسن، امام و سلطان حسن کلّ ایمان حسن، رحیم و رحمان حسن روح و ریحان حسن، طاهر و سبحان حسن اصلِ درمان حسن، جان سنَه قربان حسن تو فاتح مِیدانی، یکّه یلِ گُردانی به شرزه شیرِ علی، و معرکهگردانی تو حسنِ کرّاری، نترس و لا فرّاری قاتل خنّاسی و پهلوون و قهّاری تویی همان که شدی وارث ولای علی به هر اموری نداری مثالِ خود بدلی دلاوریِ تو در معرکه زبانزد شد زمینزنِ زنِ اشترسوارِ در جملی مرد بیباک حسن، قوی و چالاک حسن ماهِ افلاک حسن، دلیل و کولاک حسن اوج قدرت حسن، علوی غیرت حسن با اصالت حسن، و با عدالت حسن ای دلبر و دلدارم، جونمو پات میذارم میزنه قلبم برات، خیلی تو رو دوست دارم ای خوشیِ اقبالم، محوّلُ الاحوالم با یه نگاهت بگیر، تو زیر پَر و بالم کبوتری شدهام عمری در هوای شما که میزند ضربان دلم برای شما یقین گشته برایم یه روز میبینم رواق و گنبد و ایوان، صحن و سرای شما هیجانم حسن، آرامِ جانم حسن شریانم حسن، خطّ امانم حسن سر و سَرور حسن، حامی و رهبر حسن شیعهپرور حسن، شافع محشر حسن