
ای دریای کرم روی زمین تاج روی سر حبل المتین امشب بگو صد و هجده ذکر مولانا یا معزّ المومنین یا سبط نبی مولا ذکر رو لبهامِ تازه مهرش عشق و تا مهرِ شبهامِ ای شامل اندیشه در فضل و کرم ریشه با جمت با میقات هم سفره و هم کیشِ (جانم حسن)۳ ای شیر با نسب یا مجتبی شیرینی رطب یا مجتبی تا دیده رزمتو شتر سوار لرزیده در اجل یا مجتبی سردار و کولاکِ ، به به چالاکِ از ضربهی شمشیرش فتنه به روی خاک از غرّش این سردار دشمن میگه الفرار از معرکه در رفتن از ترس یل حیدر کرّار (جانم حسن)۳ گل کرده رو لبم شهد عسل ای معنی دم خیرالعمل ذکر روز و شب این نوکرها السّلام علی شیر جمل عالَم با دمت خوبِ در نبود تو آشوبِ نوکر تا ابد سنگِ عشق تو رو میکوبه جانم چه غضب داری حقا خودِ کرّاری در رزم و نبرد آقا استاد علمداری (جانم حسن)۳ ساقی ساقی علم بالا عبّاس در اوج آسمان پرچم داری ای عشقت تا ابد در دل جاری در قلبم نهری از علقم داری ای لطف تو شاهانه ای قول تو مردانه از عشق تو باید شد دیوانهی دیوانه ای نامهی دورانها مرد همه میدانها ای در یدت اذن رفت آمد طوفانها (یا ابوفاضل)۳ تو هر که لایق دشمن باشد بر کفّاران عاجز میگویی یک لشکر دست و پایش میلرزد وقتی هل من مبارز میگویی جانم جه علمداری میایی و دم داری حیدر به تو مینازد از بس که جنم داری ای سید و سر لشکر ای محشر در محشر همرزم تو در میدان شهزاده علی اکبر (یا ابوفاضل)۳ صفین اومد به یادم روزی که سیزده سالت بود و جنگیدی صد دل از مالک اشتر بردی وقتی که مثل مولا جنگیدی روز از پی شب میرفت ابرو به غضب میرفت تو به جلو میرفتی دشمن به عقب میرفت ضربت همه کاری بود خونها همه جاری بود صدها بدن بی سر همواره فراری بود (یا ابوفاضل)۳