
به شوق دیدن طلوع یار فرشتهها واله و سرمستن ثانیههای ناب دیدار عرش خدا رو تاج گل بستن نور چشم حیدر، میوهی قلب زهرا نوهی پیغمبر، ای وارث اعطینا هستی ما به فدای لحظهی خندهی تو به مرتضی ای جانا، ای جانا، ای جانا نور خورشید، اومد و از آسمونِ مدینه سر زد دست ما و دامن توای کریمِ آل احمد تو مرد میدونی مثِ حیدر صلح تو بُرّنده تر از شمشیر معنیِ رحمان و رحیم میشه با دیدن جمال تو تفسیر سفرهی اکرامت، پهنِ توو کل عالم گردی از جود تو، افتاده دست حاتم تو مراد منی و منم مرید صبر و آقایی تو ای یارم، ای یارم، ای یارم تا گدای، این درم من سربلند عالمینم جون و عمرم، نذرت آقا ای امامِ، امام حسینم (حسن، حسن)۳ یه روزی میرسه که تو صحنت زائرا میرن و میان دائم سرمهی چشم عاشقات میشه گرد و غبار چوب پرِ خادم به دلم افتاده، تموم میشه حسرتها به خدا سر اومد، دیگه همه طاقتها یه روز آخرش میاد ضریحتو یک دل سیر نگاه کنم ساعتها، ساعتها، ساعتها لحظهای که روبروتم حال این دل چه بی نظیرِ رمز و رازِ حس خوبم اسمیِ که یادم نمیره (یا حسن جان)۳