
تو همون خورشیدی که، از پشت اَبرا اومدی میدونم که از بهشتِ دلِ زهرا اومدی دوست دارم صدای خندههامو دنیا بشنوه خیلی خوشحالم از این که تو به دنیا اومدی خدا مهربونی کرد، که شدی امام من به تو و به تربتت، برسه سلامِ من خدا مهربونی کرد، که شدم گدای تو تو شدی برای من، من شدم برای تو خیلی بهت میاد، یه حرم داشته باشی با یه گنبد که سایه، رو سرم داشته باشی خیلی بهت میاد، این که هستی تو شاهم میشینن باز گداهات، سر سفره با هم ابنُ الکریم، ابنُ الکریم، یا ایّها الکریم... **** کاشکی کربلا بودی، مدینه خیلی غم داره کربلا فقط آقاجون، حَرمت رو کم داره قد و بالاتو بنازم، اونقَدَر رشیدی که تو بنیهاشم فقط همقدّ تو علمداره خدا مهربونی کرد، دو تا عشقو داد به من یکی شد امام حسین، یکی شد امام حسن خدا مهربونی کرد، شدی ماهِ انجمن فاطمه به مرتضی، میگه یا اباالحسن خیلی بهت میاد، سَروری و دلیری ذوالفقار علی رو، توی دستات بگیری خیلی بهت میاد، بزنی توی لشکر بگه از دور اباالفضل، مرحبا یابن حیدر ابنُ الکریم، ابنُ الکریم، یا ایّها الکریم...