نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تو چشمام نم بارون، تو سینه پُرِ درده دل غم زده ی من، تو میدون نبرده ببین خیمه نشستم، با اشكهام زانوهامو ببین بغل می گیرم مثل اكبر عموجون، سنگینه سینه ی من اگه نرم می میرم بغضم، زخمی نفسِ عمو حسین خیمه، مثل یك قفسِ عمو حسین وای، عمو عمو عمو حسین بریده نفسِ من، شكستم تك تنها رو زخمام لب تیغ و، رو لبهام لب بابا می باره چشم مادر، مثل چشمای زهرا تا دست و پا می زنم زیر این دست و پا و، سم اسبها عموجون تورو صدا می زنم زخمام لاله ی تنمه، وقت قد كشیدنمه وای عمو عمو عمو حسین تن غرق به خونم، با این صحرا عجینه ز بس كه بدن من، سنگ و نیزه می بینه می سوزه قلب بابا، وقتی اینجا می بینه خونی شده دهنم زیر نعل اسبها، وقت آشوب مقتل شكسته شد بدنم این كه آتیشم می زنه، درد استخون منه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد