نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

به باد بیرق مشكیتان رها كردند دوباره چشمِ مرا خرجِ روضهها كردند دو گنبدِ حرمین و دو پرچمِ مشكی دوباره پای مرا سمت گریه وا كردند دعای مادرِ من بود و شانۀ پدرم اگر كه عُمر مرا وقف این عزا كردند حسین موی مرا میکند سپید آقا مرا همین دهه پیر غمِ شما کردند بگیر زیر بغلهای مادر خود را بیا برای شما خیمهای به پا كردند بگیر دست غریبم خدا مرا بخَرد مرا به مرحمت دست تو سوا كردند مریض بودم و دارُالشفاء كه آوردند به خرج فاطمه درد مرا دوا كردند نبود دستِ منو تو، نگاهِ زینب بود من و تو را خودشان اهلِ كربلا كردند نوشت نام مرا مادرت به جای دلم میان سینه حسینیهای بنا كردند خدا كند كه شبی در خرابه گریه كنیم چه خوب شد كه جنون را به نام ما كردند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد