نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

زنده ماندم شب غمت آمد ماه شبهای ماتمت آمد حضرت یاس ناله سر داد و بوی سیب محرمت آمد مادرت گریه کن صدایم کرد گفت شبهای مرحمت آمد من شنیدم که اشک مرحم توست کشته اشک مرحمت آمد باز هم اول محرم شد فصل باران نم نمت آمد بوی پیراهنی که غارت شد تا حوالی پرچمت آمد گریه کردم برای پیروهنت جان عالم فدای پیروهنت امدم تا که نوکرت باشم نذری پای منبرت باشم منت توست بر سرم ورنه من که باشم که نوکرت باشم اذن گریه بده به چشمم تا زخمی زخم پیکرت باشم یا که با گریه های ده شبهام مونس داغ مادرت باشم گریه کردم برای پیرهنت جان عالم فدای پیرهنت شاعر: مسعود اصلانی ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد