نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

جان حیدر، جان زینب، جان زهرا العجل نذر تو تنهای ما ای مرد تنها العجل درد ما را نیست درمان نیست پایان، الغیاث خستگان را نیست ملجأ نیست مأوا العجل وعدهی روز مبادای خدا هستی ببین آمده صدبار آن روز مبادا العجل من همان ابنالسّبیلم که به شوق دیدنت هر سهشنبه میگذارم سر به صحرا العجل معنی چشم انتظاری را نفهمیدم ولی جان مادرهای مفقودالاثرها العجل مادرت پشت در خانه صدا میزد بیا عمه جانت در میان شعله گفتا العجل از گلوی جدّت آقا خون کماکان جاری است تا بگیری انتقام کربلا را العجل ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد