بـه باد بیـرقِ مشكیتـان رهـا كردند

بـه باد بیـرقِ مشكیتـان رهـا كردند

[ حاج محمدرضا طاهری ]
بـه باد بیـرقِ مشكیتـان رهـا كردند 
دوباره چشمِ مرا خرجِ روضه ها كردند 

دو گنبدِ حـرمین و دو پرچـمِ مشكی 
دوباره پای مـرا سمتِ گریه وا كردند 

دعای مـادرِ مـن بود و شانۀ پدرم 
اگر كـه عُمرِ مرا وقفِ این عزا كردند 

بگیـر زیـرِ بغل هایِ مادرِ خـود را 
بیا برایِ شـما خیمه ای به پـا كردند 

بگیر دستِ غـریبم خدا مـرا بِخَـرد 
مرا به مرحمتِ دستِ تو سـوا كردند 

مریض بودم و دارُالشِـفاء كه آوردند 
به خرجِ فاطمه دردِ مرا دوا كـردند 

نبود دستِ تـو و مـن نگاهِ زینب بود 
من و تو را خودشان اهـلِ كربلا كردند 

نوشت نامِ مرا مـادرت به جـایِ دلـم 
مـیـانِ سینـه حسیـنیـه ای بنا كردند 

خدا كنـد كه شبی در خرابه گریه كنیم 
چه خوب شد كه جنون را به نامِ ما كردند

پربازدید ترین شعر اول محرم و صفر حضرت رقیه (س)

محبوب ترین محرم و صفر حضرت رقیه (س)

محبوب ترین حاج محمدرضا طاهری

نظرات