نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بخواب آروم عزیزِ جون مادر ای شیرین زبون مادر لالایی می خونه مادر، با صدای خسته دعا می كنی تا بباره بارون خواهرت رقیه گریون زُل زده به هر دوتامون، با دلِ شكسته آخه چی كار كنم برات كه این همه حالت بده لب كوچیك و نازكت یه عالمه خشكی زده چی به سر تو اومده 2 رویِ دستم بخواب ایشا الله كه توی خواب می بینی رؤیای آب لالایی لالاعلی حرارت تب تو میره بالا موندی چند روزه تو گرما كاش یه كم نسیم بیاد تا، باز تو جون بگیری روی لبا دیگه دعای صبره آسمون بدون ابره گهوارت شبیه قبره، تشنه لب می میری نه دیگه گریه می كنی نه رو لبته خنده ای به صورتم ناخن بِكِش تا كه بدونم زنده ای یه جوجه ی پر كنده ای 2 روی دستم بخواب روزای قحطیِ آب شده برا تو عذاب لالایی لالا علی اونایی كه آب و به ما می بندند ریشه ی حیا رو كندند هی به حال تو می خندند، وای از این زمونه مادر تو طاقتشو نداره این چه رسم روزگاره جای من سه شعبه داره، لالایی می خونه حالا كنار قبر تو چه خاكی بریزم سرم گلوی زخمیتو بابا گره زده با معجرم خداحافظت اصغرم 2 روی دستم بخواب كه رفتی و شد رباب پس از تو خونه خراب لالایی لالا علی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد