نه دیگه فكر ابه نه بغل ربابه
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن3
بازدید5.2K
لالالالا نه دیگه فكر ابه، نه بغل ربابه بالای نیزه خوابه الهی قربونش برم كه داره هنوز می خنده بیا نیگاش كن عمه زینب قد علیم بلنده دستم كه نمیرسه ببوسمت مادر سینه می زنم فقط واسه غمت مادر داری میری جلوتر، پیش داداشی اكبر بپا نیوفتی مادر علی علی لالایی =========== لالالالا فدای روی ماهت، كه به منه نگاهت آخه چی بود گناهت بالای نیزه زیر آفتاب چیزی ازت نمونده حرارت زیاد موهای سر تو رو سوزونده موندم این چه كاری بود كه با سرا كردن تو حلق تو نیزه رو چه جوری جا كردن میون سنگ و آزار، بالای نی تو بازار خودت و خوب نگه دار علی علی لالایی ======== لالالالا دلم اتیش میگیره، مادر تو میمیره كجایی وقت شیره تازه برا خریده بودم دو تا لباس عزیزم دم غروب تو خیمه دیدم تو اتیشاس عزیزم گهوارت نمی دونم كی از حرم برده هر كی برده كربلا با معجرم برده یكی یه كاسه اب داد، مادرت و عذاب داد تو رو با نیزه تاب داد علی علی لالایی