نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بابا، خسته ام از این جدایی بابا، كی به دیدارم می آیی گوشه ی ویران، با غم هجران همدمی دیگر ندارم هر شب اینجا با، یاد تو بابا پیش عمه روضه دارم طفلم و پیرم، ای پدر جان بی تو می میرم، ای پدر جان *** رفتی، دختر خود را نبردی آخر، دست كی ما را سپردی باورت میشد، یاس تو روزی بر زمین پَرپَر بیفتد بی عمو عباس، بایدم دشمن در پی معجر بیفتد سیر از این عمر و، این جهانم بس كه می سوزد استخوانم *** بر جان، غصه ات را می پذیرم ای كاش، مثل تو تشنه بمیرم كربلا تا شام، بعد تو راحت لقمه ی نانی نخوردم تا سحر بیدار، ماندم و هر شب آبله ها را شمردم مثل زهرا شد، پهلوی من لخته خون بسته، گیسوی من
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد