نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای همه آرزوی رقیه فرشِ راهِ تو موی رقیه با غمت، خو گرفتم دردِ پهلو گرفتم دستِ خسته، به زانو گرفتم از عمو، روی نی، رو گرفتم بی تو آهم، بی تو دردم پس بیا تا دِق نکردم (یا اباالمظلوم، حسین جان)2 *** خارجی زادهام میشمردن دستِ سیلیِ زجرم سپردن مُردم از سر به زیری در لباسِ اسیری کارِ من، گریه و گوشه گیری کودکیام رسیده به پیری سهمِ من از، مَردمِ شام زخمِ سنگ و نیشِ دشنام (یا اباالمظلوم، حسین جان)2 *** گریهام را، تمسخر گرفته گونهام، رنگِ چادر گرفته در کنارم، نبودی زنده ماندن، چه سودی گم شدم بینِ زخمِ کبودی وای از آن، ازدحامِ یهودی اشک و آهم، بی اثر شد مویم آنجا، دردِ سر شد (یا اباالمظلوم، حسین جان)2 ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد