نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای حسینم فدای تو نفسهام چشم به راهتم شبیه بچگیهام اونقدَر گریه کردم بی تو که دیگه سو نداره چشمام بی تو دنیا مزار زینب شد بیقراری قرار زینب شد پیرهن خونی تو تنها مونس چشم تار زینب شد این دردِ بی تو بودن پیرم کرد این دنیا بی تو زمینگیرم کرد میدونی از زندگی سیرم کرد ای داداش پیشم باش دَم آخر میاد جلوی چشمام خاطرات غروب کربوبلام دَم آخر نشد بیام پیشت دَم آخر بیا که من تنهام تَه گودال شکسته و بیحال تَه گودال تن تو شد پامال بِهَمت ریختن و نامردا بِهَمت ریختن اونجا تو گودال رو نیزه موی تو دست باده رو خاکا جسمت بیسر افتاده خواهرت یک ساله که جون داده واویلا... بعد از تو خیمهها تنها موندن با زنجیر ما رو تو شهر چرخوندن با خنده قلب ما رو سوزوندن واویلا... بعد از تو هر چی که بود و بردن گلهامون ضربهی سیلی خوردن چندتاشون توی اسیری مُردن ای داداش پیشم باش هر دَم با آخرین سخنت گریه میکنم یاد غروب و زخم تنت گریه میکنم پیراهنت به سینه گرفتم بیا ببین بر خون روی پیروهنت گریه میکنم یادم نمیرود که چه دیدم به قتلگاه با یاد دست و پا زدنت گریه میکنم در زیر آفتابم و یاد تن تواَم از ترس زیر و رو شدنت گریه میکنم شد بوریا کفن به تن نعل خوردهات هر لحظه من بر آن کفنت گریه میکنم کِی میرود زِ خاطر من مجلس شراب؟ بر چوب دشمن و دهنت گریه میکنم **** چوب از یزید خوردهای قهر با منی بابا از چه لبت به صحبتِ من وا نمیشود؟
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد