
افتاده بود تشنه لب و آه می کشید۲ فریاد بی کسیش به جائی نمی رسید مجموعه ای ز مقتل اولاد فاطمه است پس روضه هاش می طلبد گریه ی شدید باید به پای روضه ی این سرور صبور۲ سر را شکست، گریبان ز غم درید کف می زدند با نفس آتشین او چندین کنیز پست زنازادهی پلید شرمنده ام ز حضرت زهرا از این کلام آنقدر ناله زد ز عطش تا نفس برید سر را گذاشت گوشه ی حجره به روی خاک گریان به سمت قبله غریبانه پا کشید نه دیده ی ملائکه نه دیده ی فلک از این غریب تر به خدا محتضر ندید ***