نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

از اَزَل مِهرِ تو در سینه درخشید علی گوشِ ما مَدحِ کسی غیرِ تو نشنید علی از هر انگشتِ تو دریای کَرَم میریزد کوه از بَرقِ نگاهِ تو به هم میریزد در رکوعِ تو گدا اوجِ عَطا را حس کرد دست در دستِ علی، دستِ خدا را حس کرد هر چه در حَدِّ تو گفتند و نوشتند نشد هیچکس مثلِ علی عَبدِ خداوند نشد سائلِ غمزده فهمید کجا رو بزند نجف آمد که فقط پیشِ تو زانو بزند با اِشاراتِ شما چرخِ جهان چرخیده صد و ده بار زمین دورِ سرت گردیده صِیدِ مِهرِ تو شدیم و به دلت افتادیم شهروندِ اَبَدِ شهرِ علیآبادیم ضربانِ دلِ شیعه به علی وابستهست عَلَوی بودنِ ما تا به اَبَد پیوستهست تا اَبَد عطرِ حریمت نَرَود از یادم صد و ده بوسه به انگورِ ضریحت دادم به اَذانی که پدر داده به گوشم سوگند نَشَود لحظهای از مِهرِ عزیزت دل کند پدرِ خاکی و ما خاکنشینانِ توییم میهمانانِ سرِ سفرهی احسانِ توییم علی یاعلی، علی یاعلی...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد