نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

پناهِ حرم کجا داری میری بگو برادرم؟ بدرقهی راهِ تو اشکِ چشم تَرم آهستهتر برو داداش ببین مُضطرم پناه حرم بیا ببین نامحرمها رو دور و برم خاکی شده دوباره چادر مادرم تو رفتی و کشیدند از سرم، معجرم پناه حرم هنوز یادم نرفته لحظهی رفتنت بمیره خواهرت چقدر غریب کشتنت یه جای سالم هم نمونده روی تنت پناه حرم یکی داره پیرهن خونیت رو میبره اومده ساربان به فکر انگشتره به روی نیزه ای سر علی اصغره پناه حرم جلو چشمای مادرم زدی دست و پا با نيزه زد تو دهنت یکی بی هوا زدن یه عده پیرمرد تو رو با عصا پناه حرم یه مادری داره به صورتش میزنه میون قتلگاه یه تشنه جون میکنه یه سینه ای به زیر سم اسب میشکنه پناه حرم رفتی و دخترت داره کتک میخوره غنیمت هاش هر کسی داره میشمره ناموس تو تو آرزوی یک چادره حسین وای
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد