
وقتش شده نگاه به دور و برت کنی فکری برای این همه خاکسترت کنی عذر مرا ببخش دوایی نداشتم تا مرهم کبودی چشم ترت کنی امشب خودم برای تو نان میپزم ولی با شرط اینکه نذر تب پیکرت کنی زحمت نکش خودم به حسین آب میدهم تو بهتر است فکری به حال پرت کنی ای کاش از بقیه ی پیراهن حسین معجر ببافی و کفن دخترت کنی