
تا که خون در رگ هست و جان به تنم به عزیزت قسم که سینه زنم آن که از گاهواره تا مردن در عزای تو اشک ریخته منم شیر مادر نخورده بابایم تربتت را گذاشت بر دهنم عاقبت بین روضه میمیرم جامه ی ماتمم شود کفنم در جوانی ز ماتمت پیرم گر بگویی بمیر میمیرم مادرت بود بیقرارم کرد حسین آقا مادرم برات بمیره حسین خدا عشقتو ازم نگیره بده در راه خدا یه سفر کرببلا