نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(هر کسی تنهاست ذکرش میشود تنها حسین)۲ هر کسی گم میشود را میکند پیدا حسین دستگیری میکند از عاشق بیدست و پا مینشاند نوکر آلوده را بالا حسین بر کسی دلبستهام که دل نبسته بر کسی از همه دل کندهام در این جهان اِلا حسین کار من گریه است از بَدوِ تولد تا ابد خیر دیگر که ندیدم من از این دنیا حسین بارها گفتم نمیبخشد ولی بخشید و گفت: (بار آفت خوردهات را میخرد یک جا حسین)۲ سیزده نور خدا را دوست دارم مثل هم چون که میدانم در آنها هست استثنا حسین لنگ دیدار خدا بودم کا بین روضهها وقت یا الله آمد بر زبانم یا حسین هم امامت، هم قیامت، هم شفاعت میکند روز محشر هم بیاید کار دارم با حسین کاف و هاء و ياء و عین و صاد سور مریم سورهی والفجر روی نیزه شد معنا حسین من فدای دختری که در خرابه بود و گفت: با همان لکنت به سختی چند تا بابا حسین خوردم از این و آن مشت و لگد حالا بگو که شدم من پیرتر یا مادرت زهرا حسین؟ خستهام بس که بین این صحرا در پی تو دویدم ای طفل چکمههایم خراب شد از بس خاک از آن کشیدم ای طفل نام من را شنیدهای تا حال خوب بشونه که نام من زجر است از من و شغل من چه میدانی کار من هر صبح و شام من زجر است دیدم از دور با کسی انگار درد و دل بیحساب میکردی چه کسی را در این بیابانها مادر خود خطاب میکردی به امید کمک مباش ای طفل احدی بین دشت هرگز نیست زحمتم دادی و نمیدانی در مرامم گذشت هرگز نیست وقتی از روی ناقه با لگدم به روی خاک با سر افتادی باید این را حساب میکردی که تو با بد کسی در افتادی از همان لحظه نیزهی پدرت با غضب در زمین فرو رفته همه فهمیدن کار من است از منِ زجر آبرو رفته بس کن ای مرد کم گزافه بگو گر چه طفلم ولی یلی هستم جز خدا از کسی نمیترسم نوهی مرتضی علی هستم اگر آهم در آید از سینه کار تو اشک و آه خواهد شد هر کسی با رقیه در اُفتد روزگارش سیاه خواهد شد تو را مرا هر چقدر هم بزنی باز هم جان نمیسپارم من مقصد آخرین من شام است (با حبیبم قرار دارم من)۲ من خبر دارم او شهید شده ورنه بیمن نمیرود سفری خواستم عمه غصه کم بخورد زدهام خویش را به بیخبری (من اگر که تو را حلال کنم)۲ ولی از حرمله نمیگذرم از کلام رباب فهمیدم پیش لشکر خجل شده پدرم قصد دارم در انتهای قیام آبروی یزید را ببرم بعد هم با خیال آسوده میروم میروم به سوی پدرم حسین جان... گشته کنج ویران با رویت چراغان امشب آمدی تو دیدار یتیمان خرابه گشته جای من بابا خوش آمدی در این سرا بابا (عزیز فاطمه حسین جانم)۲ (من قامت خمیده تو گلو بریده عالم وصالی را این گونه ندیده)۲ شکسته شد ضریح لبهایت به سوی قبله میکشم پایم ببین پدر شبیه زهرایم (عزیز فاطمه حسین جانم)۲ آن شب که نبودی زد مرا یهودی شد تمام جسمم سر تا پا کبودی بریده شد صدای من بابا شکسته ساق پای من بابا عزیز فاطمه حسین جانم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد