
میدونستم، خیلی دوسم داره رقیهش و، تنها نمیزاره کمکم کن، تا پاک کنم روشو با گوشهی، این چادره پاره دیدی اومد، مسافر من شبونه برگشت، به خاطر من میریم خونه، باهم شبونه ویرونه امشب، معراجمونه عمه بیا گمشده پیدا شده واویلا واویلا کنجِ خرابه شبه یلدا شده واویلا واویلا ******** پای نیزه، زخماش و میشمردم با هرکدوم، از غُصه میمُردم خدا کنه، یادم نره امشب بهش بگم، چند بار زمین خوردم ! روی نیزه، چشماشو وا کرد زمین که خوردم، منو نگاه کرد روی نیزه، اشکاشو دیدم تا رفتم از حال، منو صدا کرد عمه شده غُصه فراموش من واویلا واویلا گم شدهام آمده آغوش من واویلا واویلا دیده و دل محو تماشا شده واویلا واویلا عمه بیا گمشده پیدا شده واویلا واویلا ******** بیقراریم، تقصیرِ این شهره روز و شبهاش، تلخِ مثه زهره میرم امشب، تا یادتون باشه رقیه با این، شامیا قهره از زخم این، چشم انتظاری پَــری نمونده، برا قناری مُردم از بس، طعنه شنیدم از بس که گفتن، بابا نداره عمه به همراه پدر میروم واویلا واویلا با پدرم من به سفر میروم واویلا واویلا کلبه منیر از رخ بابا شده واویلا واویلا عمه بیا گمشده پیدا شده واویلا واویلا ********