نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

كم خورده ایم غصه ی دنیای بی تو را با اینكه می كشیم نفس های بی تو را امروز هم بدون تو بر ما گذشت كاش فكری كنیم غربت فردای بی تو را شرمنده ایم از اینكه نهادیم روز و شب بر بستر زمین سر تنهای بی تو را زخمی كه از فراق بر این سینه خورده است در خود اثر نداد مداوای بی تو را ما هر چه می كشیم از این بی تو بودن است با گریه پُر كنیم مگر جای بی تو را جز در میان روضه و هیات بگو كجا؟ خرجش كنیم دیده ی دریای بی تو را خواندیم از زبان تو ای وای مادرم آتش زدیم روضه ی زهرای بی تو را
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد