از بسكه گنه پرده كشیده به بصرها
حاج منصور ارضیپسندیدن5
بازدید300+
از بسكه گنه پرده كشیده به بصرها محروم ز دیدار تو گردیده نظرها كم كم به میان من و تو فاصله افتاد وقتی كه به غیر تو رسیدند گذرها دل مرده منم از اثر كثرت غفلت غافل شدم از بس ز فیوضات سحرها از زشتی افعالِ دلم خاطرت آزرد این گونه چه سان از تو كنم رفع خطرها ای منتقم سینه ی بشكسته كجایی باز آ كه به دست تو شود فتح و ظفرها الغوث، طبیب دل طوفانی مادر ای نام تو آرام پریشانی مادر این سخن ورد زبان ها افتاد دیدی آخر علی از پا افتاد