نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

زهی خجسته زمانی که یار باز آید به کام غمزدگان غمگسار باز آید به پیش خیل خیالش کشیدم مبلغ چشم بدان امید که آن شهسوار باز آید مقیم بر سر کویش نشسته ام چون گرد بدان هوس که بدین رهگذار باز آید دلی که با سر ذوالفین او قراری داد گمان مبر که بدان دل قرار باز آید چون چشم تو دل میبرد از گوشه نشینان دنبال تو بودن گنه از جانب ما نیست (از مدیحش هوش از سر میرود دختر آمد حیف مادر میرود)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد