
اه از این فراق طولانی اه از غصه پریشانی چه بگویم بدون تو چه گذشت حال و روز مرا که میدانی خجل ام از تمام الطافت خجل از چشم های بارانی خجلم از نگاه کردن تو خجلم من از این مسلمانی خسته ام از خراب کردن ها خسته از این هوای نفسانی حاجتم قره الحمیده شده جلوه کن با جمال نورانی صاحب طلعت الرشیده بیا درد ما را تویی که درمانی ای فدای دل پر از دردت لحظه هایی که روضه میخوانی روضه میخوانی از غم مادر مادر قد کمان و بی جانی که در ان کوچه ها صدایت زد با دو چشم کبود و گریانی منتقم انتقم که اخر تو وارث تیغ شاه مردانی ***