نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بیا که با تو به دلها قرار برگردد دوباره جان به تن روزگار برگردد تمام سال برایم چنان زمستان است مگر به آمدن تو بهار برگردد آفتاب بیا تا که با طلوعت باز امید صبح به شبهای تار باز گردد چقدر منتظرانت به غُصّه سر کردن که بر غم دلشان غم گُسار برگردد به غربت پدر و مادرت بیا مگذار دوباره بر دل شیعه غبار برگردد بیا که بر سر آن قبرهای خاکی هم ضریح و گنبد و سنگ مزار برگردد به گریه دخترکی در خرابه گوید کاش به طشت زر پدر نِی سوار برگردد ******
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد