نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تقدیرِ ما هجر است، دوری میکُشد ما را باید صدا زد لحظۀ مردن مسیحا را چشمان ما خیره بهدست مردم دنیاست خرج همه جز یار کردیم این تمنّا را آقا سرش خلوت شد و ما بیخیال اصلاً یکبار دنبالش نمیگردیم صحرا را مجنون کجا و ما کجا، ما نیستیم عاشق وقتی که گم کردیم دهها قرن لیلا را خود خواسته بیمارِ بیماریم، پُر دردیم از غیر میگیریم جای او مداوا را روزی به پایان میرسد چشم انتظاریها حل میکند با پرچمِ سرخش معمّا را در کربلا و در نجف در طوس و سامرّا رفتیم از شوقش تمامِ این حرمها را یک بسترِ بیبستری، یک چادرِ خاکی هر ثانیه دوریِ زهرا کُشت مولا را ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد