نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

امان ز دوری امروز و آه از فردا بگو نتابد خورشید و ماه از فردا دوباره چاره ی هجر تو پر نشد امروز نگاه کن که نیافتم به چاه از فردا قسم به صبح سپیدی که باز بی تو گذشت شود ز هجر تو روزم سیاه از فردا کنون که یاد تو هستم کسی حریفم نیست دوباره بی تو شوم بی سپاه از فردا اگر گریختم از سایه ی تو تا امروز بگیر باز مرا در پناه از فردا به تو چه می گذرد امشب از غم مادر شرار آه تو دارد از فردا صدای ناله ی مردی غریب می آید که می نهد سر خود را به چاه از فردا ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد