نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

چقدر اشک بریزم زِ جدایی آقا من دلم تنگ شده تنگ کجایی آقا همه دارند به تنهایی من میخندند به همه گفتهام این جمعه میآیی آقا وقت و بیوقت هوای همه کردم جز تو کاش میخورد دلم با تو هوایی آقا بیشتر از همه دنبال من و کار منی من کیم دربهدِر بیسر و پایی آقا به خدا مُعترفم نوکر بد یعنی من آمدم بر درت ای شاه گدایی آقا تو فقط ناز بکش، اخم کنی میمیرم یار و غمخوار منِ زار شمایی آقا امتحان کردی و شرمنده شدم پیشِ حسین من ندارم بهخدا خرده حیایی آقا مادرت واسطه باشد همه را میبخشند قبلِ آنکه ببری کربوبلایی آقا کاش میشد که در این شعر زبان میشد لال فاطمه باز دلش ریخت اذان گفت بلال ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد