
كسی رو جز غم ندارم در این شهر دل سرد نوشتم تا كه بیائی اما آقا برگرد قسم بر روح مادرت، آقا برگرد به اشك چشم دخترت، آقا برگرد به بازوی آب آورت، آقا برگرد بلای تو بر جان من، آقا برگرد امام من قرآن من، آقا برگرد ببین چشم گریان من، آقا برگرد تموم دلواپسی من اینجا یه تیره همون كه شیر خوارتو می خواد از شیر بگیره همون كه داره كینه ی، دیرین تو قراره بشكافه یه روزی، سینه تو شبیه سنگی بشكنه، آئینه تو سه شعبه تیر آخر، این كوفیاست سه شعبه تنها راه جنگِ با سقاست سه شعبه راه رفتنِ، تو خیمه هاست می دونن بعد از علمدارت، كارت تمومه حرم، حرمت، احترام در این، كوفه حرومه نمی گم كوفی بی وفاست، یابن الزهرا نمی گم كوفی بی خداست، یابن الزهرا بدون چشماشون بی حیاست، یابن الزهرا نمیذارن بر تن لباس پاره ای نمیذارن تو خیمه ها، گهواره ای نمیذارن روی گوشا، گوشواره ای