شبی باز دلم حال و هوای تو گرفت و به دل افتاد که با رخصت حیدر

شبی باز دلم حال و هوای تو گرفت و به دل افتاد که با رخصت حیدر

[ حاج مهدی سلحشور ]
شبی باز دلم حال و هوای تو گرفت و به دل افتاد که با رخصت حیدر زنم دم ز تو یا حضرت مادر 

خیالی ز تو بر سینه ی تفتیده کشیدم 
و از هرچه به جز توست بریدم دلم خاک نشین شد 

تمام همه ی آنچه بلد بوده ام این شد 
یا فاطمه 

تو زهرایی و حق سوره ی کوثر فرستاده برایت 
نه کوثر که همی آمده و قرآن به تعریف تو و مدح و ثنایت 

و فرموده پیمبر به تو جانم به فدایت 
علی خلق شده تا بشود یار برایت 

یا فاطمه 

بود روح الامین خادم و دربان سرایت 
تویی آنکه بود سرمه ی حوا غبار کف پایت 

یا فاطمه 

تویی آنکه به او ناز کند ذات خداوند 
زمانی که به تسبیح بلند است صدایت 

تو زهرایی و نامت به روی خاتم دل
نقش نگین است 

و عالم همه در سایه ی آن چادر تو 
سایه نشین است 

که هر رشته از آن چادر تو حبل متین است 
و دامان تو مهد همه خوبان زمین است 

حسین و حسن و زینب و کلثوم 
مگر ماحصل خوردن شیر تو جز این است 

که فرزند تو ارباب سماوات و زمین است
ای حسینی که به دل عشق تو درمان من است 
مهرتو نور دلو اول و پایان من است

به شب اول قبرم نکنم وحشت و ترس
چون در آن لحظه حسین است که مهمان من است

پربازدید‌ترین‌های واحد حاج مهدی سلحشور فاطمیه(فاطمیه)

پربازدید‌ترین‌های واحد فاطمیه(فاطمیه)

محبوب‌ترین‌های فاطمیه(فاطمیه)

محبوب ترین‌های حاج مهدی سلحشور

نظرات