
دلای مادریمون باز سر جانمازه باز سر جانمازه برای گریه بر تو به ما دادند اجازه به ما دادند اجازه هزار ساله که دنبال مزارتیم مادر نثارتیم مادر عمریه بی قرارتیم مادر یه عمریه پشت در سوخته دلامون میسوزه هنوز داره خیمه های کرب و بلامون میسوزه میچکد هنوز به پات مادر گریه های بچه هات مادر الهی بشیم فدات مادر (الهی بشیم فدات مادر)۳ این لحظات آخر نماز میخونه مادر نماز می خونه مادر باز از علی میخونه با نفسای آخر با نفسای آخر یادش بخیر تو کوچه ها چادر به سر مادر دست به کمر مادر گرفته بود دست پدر مادر قبله علی کعبه علی مادرمون سجاده بود به خاطرش تو کوچه ها روی زمین افتاده بود نمازش تماشایی تر شد وقتی تازیانه بیشتر شد گلای سجاده پرپر شد (الهی بشیم فدات مادر)۳