
شبنمای گل یاس، همدم و هم زبونش شرمنده میشه دستاس، از دست نیمه جونش عزاداره غم یاره با غصه خو میگیره با اشک وضو میگیره از علی هم تو خونه رو میگیره دلش میخواد یه گوشه ای بمیره با اشک وناله بر روی گهواره دستی میکشید خنده ای رو لباش نشست اون روزی که تابوت و دید تو هر نفس جون میداد و از زندگی دل میبرید چشمای پر شرر داره سمت بابا نظر داره آرزوی سفر داره (مرو مادر مرو مادر)3 مادر مهربونم، رفتنیه میدونم حرفای آخرش رو از تو نگاش میخونم پر از غوغاس چشاش دریاس دلش به شوروشینه به فکر زینبینه توی نگاش غصه های حسینه روضه خون کربلای حسینه تو دستای نیمه جونش خدایا سه تا کفنه میگه ز غربت حسین با دلی که پر محنه کفن که جای خود داره شهید بی پیرهنه امون از کربلا، وای وای سرخون خدا، وای وای بر روی نیزه ها، وای وای (مرو مادر مرو مادر)3