روزای روشنمون سیاه میشد

روزای روشنمون سیاه میشد

[ پیام کیانی ]
روزای روشنمون سیاه می‌شد
روی چادرش برو بیا می‌شد

می‌دیدم قُنفُذ تا کم می‌آورد
سریع با مُغَیره جا به جا می‌شد 

مُغَیره‌ی نامرد به قصد کشتن اومد
شکست که دست غلافو دیدم تو صورتت زد

اشاره کرد قُنفُذ، مُغَیره محکم‌تر
کشتن فاطمم رو مسلمونای این شهر

در وسط کوچه تو را می‌زدند 
کاش به جای تو مرا می‌زدند 

ای روح هستی و روح نیایش
بشنو بابا از زینبت این خواهش

خاطرات مادر آماده یادم
مادری با چهل تن در کشاکش

میخ در و سینه‌ی مجروح واویلا
عدو می‌زد لگد به مادر واویلا

پربازدید‌ترین‌های زمینه حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

محبوب‌ترین‌های حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

محبوب ترین‌های پیام کیانی

نظرات