
با این زخم کاری، هم آروم نمیشم هنوزم میپیچه، (صدات توی گوشم)۲ (به جون علی، دم آخری حلالم کن اگه نشد برات کاری کنم)۲ جوون بودی و، نشد نازنین توی مدینه خوب برات عزاداری کنم (از یادم نمیره که دیدم به میخ بالت گیره)۲ سرِ تو خورد به در سرِ من مستحق شمشیره صدمرد شمشیر بخوره یک زن مسمار نبینه پیش چشم پسری مادر آزار نبینه (در وسط کوچه تو را میزدند)۲ کاش به جای تو مرا میزدند (سرم پر ز خون و)۲، چشام تاره تاره حسین جون به لب شد، (حسن بی قراره)۲ تا گفتی میخوام، وصیت کنم دیدم حسن داره بند دلش پاره میشه نگفت آخرش، چی اومد سرت که میلرزه تنش تا حرف گوشواره میشه آتیشِ مدینه، اثرش بعد غم گوداله وای به حال زینب، وقتی میبینه گُلش پاماله صدمرد گودال بره و یک زن انظار نبینه کاشکی ناموس علی رنگ بازار نبینه صدمرد پامال بشه و دختر سیلی نخوره کاشکی زهرای حسین جمع اشرار نبینه حالا اومدی خوابن حالا که تموم دخترای شام اومدی عمو عباس و نیاوردی چرا تنها اومدی غم همین بس که مغیره، به علی میخندد آن غلافی که تو را زد، به کمر میبندد میون شعلهها، یکی میزد صدا علی سوخت حسین جان...