
چشمای بسته، پهلوم شکسته دندههام جوری شکسته که میخوابم من نشسته حالم وخیمه، این زندگیمه زیر لب عجل وفاتی میخونم خدا کریمه وااای منو یه بی حیا زد ناموس علی رو یه غلام سیا زد دید که پا به ماهم و عمداً با پا زد روضه سنگینه سنگینی وزن شو انداخت رو در از بغض و از کینه روضه سنگینه جوری با پا رد شدن از روی در که له شده سینه حال من زاره یه نفر نگفت مغیره بسه این خونه عزاداره حال من زاره کجا آخه زن هجده ساله اینجوری زدن داره آه و واویلا آه و وایلا... عمرم سرآمد جونم دراومد فاطمه منو حلال کن کاری از من برنیومد من قبل سیلی که خم نبودم قبلنا من فاطمه اینقدرا نامحرم نبودم واااااای منو کوچه کشوندن زن و بچهمو با همدیگه سوزوندن داغ سنگینی روی دلم نشوندن همش میافتی که کی آخه اینجوری زده تو سینهت به من نگفتی که باز حسین و با حسن زهرا تو اشتباه گرفتی که آه و واویلا...