دوباره گفتگوی کرب و بلا

دوباره گفتگوی کرب و بلا

[ عباس طهماسب پور ]
دوباره گفتگوی کرب و بلا 
تربت دست وَ بوی کرب و بلا 

خاک قدوم و خونِ خونِ خدا
تیمم و وضوی کرب و بلا 

رسیده آبروی کرب و بلا 
وا شده رنگ و روی کرب و بلا

گوش دل و وا که کنی می‌شنوی
زبانحال از سوی کرب و بلا

من یه کویرم که حسین، داده پروانۀ جنت منو 
پاشو رو خاکم که گذاشت، داده شأنیت تربت منو 

شکر خدا که شاه دین کرده پایتخت حکومت منو
فرش من از او شده عرش، می‌کنه خدا زیارت منو

حرم‌الله شدم تا حرم شاه شدم 
حرم ماهِ هاشم که شدم، ماه شدم 

خاکم اما ز غمی آب شدم، آه شدم 
آبِ اشک و آه خون ثارالله شدم

سلام علی ساکن کربلا
***

مهمونا اومدن ولی غمینم 
آخه باید داغ‌شون و ببینم 

حالا که خاکِ پای شاه دینم 
یه روز نیاد رو گونه‌هاش بشینم 

چیزی به‌جز خار نداره زمینم 
بوسه ز پای بچه‌هاش بچینم

آب فراتم نرسه به خیمه‌اش 
چون عرق شرم می‌شه بر جبینم 

یک پستی یک بلندی تو خاکمه
که این دو عکس همن

به پستی من گودال
به بلندیه منم تل میگن

هرکسی که بلندی‌ام قسمتش بشه
می‌شه، قَدش پست 

هرکسی‌ام گودالم بشه سهمش 
می‌شه قدش بلند

آفتابم خودش گلوله آتیشه 
وای اگر آتیشی سهم عزیزی بشه 

آتیش از کربلا جای دیگه می‌کشه 
با طناب‌هایی که تو دست این ارتشه

سلام علی ساکن کربلا

پربازدید‌ترین‌های واحد عباس طهماسب پور ورود کاروان به کربلا(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های واحد ورود کاروان به کربلا(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های ورود کاروان به کربلا(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های عباس طهماسب پور

نظرات