
بعد تو ناله اگر سر نكنم پس چهكنم گریه بر غربتم آخر نكنم پس چهكنم لب فرو بسته و آرام بسوزم چون شمع شمع سان گریه برد گر نكنم پس چهكنم سوختم روز و شب از سوختنت یاد آتش زدن در نكنم پس چهكنم پشت در تا جایی یار من گرفت شعله در را بر سر دامن گرفت میخ كارش وصل كردن بود میخ در یار مرا از من گرفت خدا كند همهی زخم ها به تن بخورد خدا كند كه كسی زخم بر جگر نزند