نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بِسمِ رَبِ النور، رَبِ العِشق، رَبِ العالَمین بِسمِ اَحمَد، بِسمِ زَهرا و اَمیرَالمُؤمِنین بِسمِ رَبِ الجود، بِسمِ مُجتَبیٰ، بِسمِ الکَریم بِسمِ ثارَالله، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم السلام ای بهترین ماه، ای محرم السلام السلام ای بهترین ارباب عالَم، السلام از تو ممنونم که از غم راحتم کردی، حسین با تمام روسیاهی دعوتم کردی حسین تا شدم مجنون تو، عقلم دو چندان رشد کرد در محرم نور ایمانم فراوان رشد کرد ذرهای هستم، که از نور شما آکندهام شک اگر کردم به درمان شما شرمندهام آنکه حرف عشق بود و در عمل جا زد منم آنکه دائم پای عشقت رنگ میبازد منم تو همان آقایی و روضه همان دارُالشِفاست گریه بر داغ تو، بر هر درد بیدرمان دواست قطرهی اشکی سبب شد کور، بینا بازگشت با عصا آمد به سوی روضه با پا بازگشت هست مدیون تو سر تا پا وجودم، یا حسین بینگاهت صد کفن پوسانده بودم، یا حسین حرف پیر زیرکی همواره در یاد من است مثل او این حرف در طوفان فریاد من است هرکه هستم هرچه هستم بر کسی مربوط نیست جود اربابم حسین ابن علی مشروط نیست پیروهن مشکی به تن کردن عبادت کردن است «یا حسینِ» ما همان قرآن تلاوت کردن است واجبِ عینیست، روضه قابل تعدیل نیست کعبه هم تعطیل باشد، روضهات تعطیل نیست میشود این روضهها بیسایبان هم برقرار برتر از عرش است روضه سقف میخواهد چه کار چادر زهرای اطهر سایبان روضه است بانوی پهلو شکسته میزبان روضه است روضهای را که به پا کرده در این دنیا خودش اختیارش نیست دست هیچکس اِلا خودش پس به پای هم چرا بیهوده میپیچیم ما پای زهرا که وسط باشد، همه هیچیم ما ما تَأَسی میکنیم امسال بر بانو رباب سینهزن خواهیم شد حتیٰ به زیر آفتاب بیاراده غرقِ ناله، بیامان، بیاختیار گریه باید کرد مثل مادران داغدار گریههای مادرانه یادگار فاطمه است روضه خواندن کار ماها نیست، کار فاطمه است سوختی در آتش صحرا، بُنَیَّ سوختم رفت غارت آن لباسی که برایت دوختم کاش در گودالِ خون ،عطشان نبودی لااقل پیش چشم این و آن، عریان نبودی لااقل ***** سقای دشت کربلا، دلواپسم کردی یک خیمهگاه چشم انتظارن، برنمیگردی غصه نخور، عیبی نداره زده رقیه قید آبو خودم جوابشونو میدم نخور تو غصهی ربابو ای وای علمدارم، اباالفضل ... مردونگی کن پاشو میدونم که بیدستی بیدست هم باشی، میگن پشت حسین هستی پاشو نذار هر بیحیایی، به اشک ناموسم بخنده پاشو نذار هرکی بیاد و دست رقیه رو ببنده ای وای علمدارم، اباالفضل ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد