(باز اين چه شورش است که در خلقِ عالم است)۲ باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است حسین غریب، یا مظلوم باز اين چه رَستِخيزِ عظيم است کَز زمين بی نفخِ صور خواسته تا عرشِ اعظم است حسین غریب، یا مظلوم اين صبح تيره باز دميد از کجا کَز او کارِ جهان و خلقِ جهان جمله دَرهَم است حسین غریب، یا مظلوم... گويا طلوع میکند از مغرب آفتاب کاشوب در تمامی ذراتِ عالم است حسین غریب، یا مظلوم گَر خوانَمَش قيامتِ دنيا بعيد نيست اين رَستِخيزِ عام که نامش محرم است حسین غریب، یا مظلوم در بارِگاهِ قدس که جای مَلال نيست سَرهای قُدسيان همه بر زانوی غم است حسین غریب، یا مظلوم جِن و مَلَک بَر آدميان نوحه میکنند گويا عزای اشرفِ اولادِ آدم است حسین غریب، یا مظلوم **** یا ابا عبدالله حسین جلوهی نورِ تو بود، یا اَبا عبداللهِ الحُسین طورِ مناجاتِ ما، یا اَبا عبداللهِ الحُسین کعبهی کوی تو بود، یا اَبا عبداللهِ الحُسین قبلهی حاجاتِ ما، یا اَبا عبداللهِ الحُسین شربتِ دیدارِ تو، یا اَبا عبداللهِ الحُسین آبِ حیاتِ همه، یا اَبا عبداللهِ الحُسین صحبتِ این ناکِسان، یا اَبا عبداللهِ الحُسین مرگِ مفاجاتِ ما، یا اَبا عبداللهِ الحُسین از تو نگشتم جدا، یا ابا اعبدالله الحسین در همه جا وَز قَضا، یا اَبا عبداللهِ الحُسین تا به قیامت فِتاد، یا اَبا عبداللهِ الحُسین دید و ملاقات ما، یا اَبا عبداللهِ الحُسین بی تو اگر میروم، یا ابا عبدالله الحسین چاره ندارم ولی، یا اَبا عبداللهِ الحُسین این همه دوری نبود، یا اَبا عبداللهِ الحُسین شرطِ مُکافاتِ ما، یا اَبا عَبداللهِ الحُسین