نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

جلوهی روی تو بود، طور مناجات ما کعبهی کوی تو بود، قبلهی حاجات ما شربت دیدار تو، آب حیات همه صحبت این ناکسان، مرگ مفاجات ما بیتو اگر میروم، چاره ندارم ولی این همه دوری نبود، شرط مکافات ما وعدهی ما و تو در، بزم یزیدِ پلید تا کنی از طشت زر، جلوه به میقات ما تا تو شدی کُشته و ما، بی سر و سامان شدیم یکسره سرگشتهی کوه و بیابان شدیم خیمه و خرگاه ما، رفت به باد فنا به لجهی غم اسیر، دچار طوفان شدیم پردهگیان تو را، حجاب عزّت درید تا که تماشاگه پرده نشینان شدیم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد