نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه چه عذاب چه ماتم است باز این چه رستخیز عظیم است که از زمین بی نحو سرخ خواسته به پاعرش عظیم است این صبح تیره باز دمید از کزو کار جهان خلق جهان جمله در هم است گویا طلوع می کند از مبح بافتاب کاشوب در تمامی ذرات عالم است در خانه اش قیامت دنیا بعید نیست این رستخیز عام که نامش محرم است در بارگاه قدس که جای ملال نیست سر های قدسیان همه بر زانوی غم است جن ملک بر ادمیان نوحه می کنن گویا عزای اشرف عالم است کشتی شکست خورده طوفان کربلا در خاک خون طپیده میدان کربلا گر چشم روزگار به رو زار می گریست خون می گذشت از سر ایوان کربلا نگرفت دست دهر گلابیبه غیر اشک ز ان که گل شد شکفته به بستان کربلا از اب هم مضایقه کردن کوفیان خوش داشتند حرمت مهمان کربلا بودند دیو ددهمه سیراب میمکند خاتم ز قحط اب سلیمان کربلا زان تشنگان هنوز به عیوق می رسند فریاد العطش ز بیابان کربلا اه از دمی که لشکر اعدا نکرد شرم کردند رو به خیمه سلطان کربلا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد