نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای غریب وطن ای خانه نشین شوهر من شده هنگام جدایی بنشین در بر من بنشین تا که بگرید به تو چشم تَرِ من بنشین گریه کن ای رهبر بی یاور من گریه کن عقدهی تو باز دگر باره شود ترسم از شدت اندوه دلم پاره شود فاطمه فاطمه... (ای دل فاطمه خون بهر گرفتاری تو ای که در سینه گلوگیر شده زاری تو یک نفر نیست که خیزد به هواداری تو چه کنم دست ندارم که کنم یاری تو یاد آن روز که صد بار زِ پا افتادم باز دیدم که غریبی سَر پا اِستادم)۲ فاطمه فاطمه... (ای که با یاد غمت صبر گریبان زده چاک پیشتر آ که کنم اشک زِ چشمان تو پاک بیشتر غصّهی تو فاطمه را کرده هلاک شب تاریک بده غسلم و بسپار به خاک رنجه گردد زِ تو ای جان گرامی دل من گر به تشییع من آید قدمی قاتل من)۲ کاش میبودم و غمخوار تو میگردیدم تا دم مرگ طرفدار تو میگردیدم باز در بین عدو یار تو میگردیدم لالهی پرپر گلزار تو میگردیدم کاش میسوخت دوباره زِ غمت حاصل من باز میکشت مرا در ره تو قاتل من فاطمه فاطمه...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد