
دلدادگی یعنی که دل بندِ حسینه یعنی که نگاهت به لبخندِ حسینه تعریف من از عشق همین جملهیِ نابه در بندِ کسی باش که در بندِ حسینه باید زندگیت غرقِ این باور باشه اول عشقِ امام حسین محور باشه دوتا آدم خوشبخت میشن اون وقتی که یکیشون کنیز و یکی نوکر باشه (زندگی شیرینه پا روضهیِ ثارالله)۲ چون که تفاهم داریم پایِ اباعبدالله زندگیمون وَالله نذرِ اباعبدالله ... ***** عمریه که قلبم به این عشق داره باور از بچگی اینجام، پایِ روضه و منبر این عشقی که دارم، یه میراثِ بزرگه نه اینکه فقط من، بابامم بوده نوکر همیشه مدیونم به این لطف و نعمت که این مَنصَبِ نوکریم داره قدمت یه روز بابام آورد منو اینجا حالا داره بچهام سینه میزنه تو روضهات (عمریه تو هیئت عاشقیم و دلداده ما همه نسل اندر نسل، نوکر و نوکرزاده)۲ یا اباعبدالله، یا اباعبدالله ... ***** وقتی که تو قلبم گذاشته قدمش رو به دنیا نمیدم نگاهِ کرمش رو جوری میچینم من کار و زندگیمو سالی شده یک بار ببینم حرمش رو به شوقِ دیدارش میشه قلبم شیدا واسه دیدنش میزنم دل به دریا من حتی فرشِ زیرِ پامو میفروشم فقط اربعین برسم کرب و بلا شکرِ حق که هر سال، حرم عنایت میشه خداروشکر که مالم خرجِ زیارت میشه بر مشامم میرسد هر لحظه بویِ کربلا بر دلم ترسم بماند آرزویِ کربلا تشنهیِ آب حیات، یا علی رخصت بده تا بگیرم در بغل قبرِ شهیدِ کربلا